دلسروده های من

شامل اشعار کوتاه و بلندم


گذر عمر

 دانا ی عاقل گذر عمر را کند احساس زمانی

ز لحظاتش خوب و بجا بهره جوید در زندگانی

زمان حال ماهی لغزانی است در دستان ما

به دام اندازد  صیادی ماهر آن گوهر پر بها

  حال را هرگز نتوان کرد در زندگی  زندانی

گذر عمر را هرگز حس نکنید در زندگانی

حال و آینده اگردر هم  آمیزند

 عمر آدمی را در زندگی سازند

گذشته شود روزی  دفتر بایگانی آیندگان

تک تکش ورق زنند عبرت گیرند  بندگان

حال و آینده شوند زمانی همچو رفیق شفیقی

امید زنده ماندن داشته باشید در زندگی

گذشته صندوقچه ای است مطمئن و محکم

دفتر خاطرات با ارزشی شود ومستحکم

کنیم مرور دفتر خاطرات زمان را روزی

ز تک تک ورق هایش عبرت گیریم در زندگی

مروردفتر خاطرات گذر عمر باید گرفت عبرت

تا هرگز لحظه ای ز کف برون ننهد آن با عزت

زمانی رد شویم آسان و بی دغدغه زحال و آینده

گذر عمر با عزتی راگذراند و طی کند آن بنده

حال و آینده و گذشته شوند سه یار جدا نشدنی

گذر عمر آدمی را سازندروزی در زندگانی

 

 

 

 

 




شنبه 24 تیر 1396  توسط ffathi31  | ارسال نظر(0)

 

 



این وبلاگ شامل دلسرود های کوتاه و بلند من است که بیشترشان را در دل سیاه شب سروده ام باید بگویم این دلسرودها همه جوششی و مثل جرقه ای به ذهنم امد و من نوشتم.
ffathi01234@gmail.com


 

 

 مریم آن معصوم بی گناه
 کاش عمر آدمی رقص نور بود
 کاش عمر آدمی رقص نور بود
 مهدی جان مولای من
 حراجی احساس
 آسمون دل
 عاشق شوریده
 حسین ز جبر زمانه ترک کرد حجش را یکباره
 مسکن قوی
 زر و زور

 

مهر 1398
مرداد 1398
خرداد 1398
اردیبهشت 1398
تیر 1396
خرداد 1396
اردیبهشت 1396
مرداد 1395
خرداد 1395
اردیبهشت 1395
فروردین 1395
بهمن 1394
دی 1394
آذر 1394
آبان 1394
شهریور 1394
آذر 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
مهر 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391

 

فرخ لقا فتحی

 

[Link_Title]

 

 

RSS 2.0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران