دلسروده های من

شامل اشعار کوتاه و بلندم


عادت پسندیده و ناپسند

دل بستن به خدا کند آدمی را دلگرم

امیوار سازد و به دیگران کند رحم

عادت به خدا و کلام الله کند ما را دگرگون

لفظ آدمی ز خواندن کلام الله شود دگرگون

دل بستن به خدای یکتا کند آذدمی را  امیدوار 

عشقی چو عشق الله کند قلبهای عاشق را تبدار

با اتکا به الله نهراسیم ز نامرادیهای زمانه روزی

ز جور و جفا فاصله گیریم نکنیم هرگز گناه در زندگی

عادت پسندیده کند آدمی ز کبر و ریا و غرور دور

هرگز به خود غره نشویم در زندگی  و نگوییم زور

عادت خوب و نیکو و پسندیده کند همه را مجذوب

همه را به سوی خود کشد و کند قلبها را مغلوب

عادت بد و نا پسند آدمی را سوق دهد به گناه

دائما مرتکب گناه شود و همگی را کند گمراه

ز عادت بد و ناپسند شویم وارد چاه متعفن گناه

به قعرش فرو رویم راه فراری نداریم تا کنیم چاره

عادت خوب و پسندیده دهد ادمی را به خدا انس

رفیق و یار تنهایمان باشد ز خدایمان شویم مانوس

ز عادت زشت و بد و ناپسند کنیم پرهیز در زندگی

تا ز خدای یکتای بی همتا  دور نشویم هرگز در زندگی

خوی و خصلت بد آدمی را کند گرگ صفت و درنده

سر راه همگان سبز شود آن بد هیبت و کند حمله

خوی و خصلت خوب و پسندیده کند انسان را بخشنده

مهر و محبت کند به همگی  و شود بخشنده آن بنده

همه راضی و خشنود شوند ز خصلت نیک و پسندیده

مختص ائمه و اطهار باشد آن اخلاق نیک و پسندیده

با عادت بد و ناپسند دهید اجازه به شیطان نابکار

 به هر سو که خود بخواهد بکشاند تو را آن جفا کار

شوی همچو برده ای مطیع و رام در دست شیطان

سوء استفاده ز تو برد و کند تو را گمراه و نادان

گناه بد و آدمی را دور سازد ز جاده انسایت

وارد گردابی کندتو را  ز دامش نشوی راحت




                                                                                 

شنبه 10 تیر 1391  توسط ffathi31  | ارسال نظر(0)

 

والدین چتر حمایت کودکانند

حکم چتر و سایبان مطمئن هستند والدین

زیر بال و پرمطمئن خود می پرورند کودکان

خود را وقت و بی وقت به آب و آتش زنند والدین

تا مبادا خطری تهدید کند کودکان آن والدین

زمان خطر شوند همچو عقابی تیز دندان

به دندان تیز  کشند و  صیاد را کنند نالان

لحظه ای ز فرزندان  نشوند غافل آن والدین

تا که صیاد جامعه نا غافل صید نکند کودکان

زمانی  حادثه یا خطری تهدید کند آن فرزندان

چون عقاب تیز چنگال بر سرش فرود آید آن زمان

والدین متعهد با خطرات بسیار جنگ کنند در هر زمانی

هر گز اجازه ندهند تا  به کودکان آسیبی  رسد در زندگانی

 


پنج‌شنبه 08 تیر 1391  توسط ffathi31  | ارسال نظر(0)

 

گناه

گناه گردابی است  مخوف و ترسناک

شیطان ملعون حفر کند آن را وحشتناک

طعمه های رنگارنگ گذارد سر راهش

تا گول زند آدمی را با وسوسه هایش

اگر در چنگ شیطان اسیر شوی زمانی

راه به جایی نداری تا ز چنگش شوی رهایی

نفس خود را دربست دهیم  در اختیار شیطان

تا به هر سو بخواهد می کشاند ما را آسان

بدترین راه های ممکن کشاند آدمی درزندگانی

شیطان ملعون نا بکار رحمی ندارد در هر زمانی

سرچشمه گناه جهل و جهالت  است و نادانی

جاهل نادان گول شیطان نابکار خورد به آسانی

اسیر وسوسه های شیطان شود آدمی کم کم

افسار خود به آسان به شیطان دهد دم به دم

به هر سو که بخواهد کشاند آدمی را درزندگی

راه به جایی ندارد تا بیابد راه رهایی درزندگی

چاه عمیقی که خود با گناه حفر کنیم  زمانی

در آن چاه عمیق گناه افتیم با خواری و زبونی

گرفتار شیطان ملعون شویم و نیابیم راه نجات

راه به جایی نداریم تا خوریم حسرت آن راه نجات

گناه کند نفس  ادمی را خوار و ضعیف و سست

تا به هر سو کشاند آدمی را آن شیطان پست

راه شیطان پلید را با گناه کنیم صاف و هموار

تا راحت در قلبمان نفوذ کند آن شیطان جفاکار

حاکم قلبمان شودشیطان ملعون در هر زمان

به هر سو که بخواهد می کشاند آدمی را آسان

راه صراط  مستقیم را سد کندو مرتکب شوید گناه

آسان و بی دغدغه گولتان زند تا شوید نادان و  گمراه

متعفن و بد بو و عمیق باشد چاه ترسناک  گناه

تا ابد اسیر و گرفتار شوید و نیابید  راه نجات آن چاه

ههر که عزت نفس دهد به شیطان در زندگانی

راه به به جایی ندارد و اسیر شوید به آسانی





سه‌شنبه 06 تیر 1391  توسط ffathi31  | ارسال نظر(0)

 

ربا

اگر افتد سایه شوم ربا بر سر خانه ای

صاحب خانه در عذاب افتد زآن بیگانه ای

ربا بختکی شومی شود بر سر اهل خانه

در عذاب افتند و غصه خورند ز آن بیگانه

ربا باشد رزق و روزی ای توام با آه و ناله

هرگز نتوانند هضمش کنند اهل آن خانه

ربا شود غده ای چرکین و متعفن و بد بو

عذاب دهد اهل خانه را نگیرند هرگز به آن خو

دوشنبه 05 تیر 1391  توسط ffathi31  | ارسال نظر(1)

 

سکان کشتی سرنوشت

سکان کشتی سرنوشت را کند هدایت دانایی

دور نگه دارد آن را زحادثه های شوم دریایی

هرگز ندهیم  سکان هدایت کشتی را به نادانی

دانای زیرک داند چگونه رساند به ساحل امنی

واژگون شود کشتی در دریای بیکران زمانی

هدایت سکان کشتی را دهیم به دست نادانی

راه را از چاه  تشخیص ندهد درزندگی نادانی

 شروع راه دچار حادثه  شوم شود در زندگانی


شنبه 03 تیر 1391  توسط ffathi31  | ارسال نظر(0)

 

دوست دانا و نادان

دوست خوب و دانا کتابی است ناخوانده

تک تک صفحات راورق زنید وآن راخوانده

با خبر شوی زراز واسرار نهانی آن فهیم دانا

نادان یا که دانای دوست است آن فهیم توانا

آنقدر در انتخاب دوست کنیم درزندگی دقت

تا مبادا گیر دوستی افتد نامرد و نا مروت

بعضی ز دوستان باشند در ظاهر دوست

جاهلند و ز نادانی خود کنند شما را نیست

خنجر به قلبت زند آن جاهل دوست در زندگی

فریبت دهد بیرون برد ز راه راست  در زندگی

دوست دانا و عاقل و صبور باشد بهترین غنیمت

حق تعالی مرحمت نمود با رافت به تو با مروت

رفیق و همدم و همرهت شود در تنهایی و مشکلات

یار و یاور غمخوار و همدمت شود ز همه خطرات

قلب دوست و رفیق دانا باشد چو دریای بیکران

به دور دستهای ناشناخته برد تو را آن مهربان

دوست نادان ماری است سمی و خطرناک

نا خود آگاه نیشت زند آن مار سمی و ترسناک

چهارشنبه 31 خرداد 1391  توسط ffathi31  | ارسال نظر(0)

 

جهان آخرت

 

جهان آخرت کنند آدمی را ز غربالی تنگ جدا

خوبان از بدان سوا شوند و روند سوی خدا

به جهنم سوزان روند بدان سر افکنده و شرمسار

زمان حیات مرتکب شدند گناه و معصیت بی شمار

 در آتش جهنم باید بسوزند و بسازند و دم نزنند

چون آن بندگان زمان حیات به فکر آخرت نبودند

جهان آخرت نتیجه اعمال امروزو فردای  بنده است

در یک به چشم به هم زدنی ز دستت رفته است

جهان آخرت ز غربال تنگی جدا شوند آن بندگان

همچو دانه های ریز و درشت سوا کنند آن بندگان

پیمودن مسیر زندگی تا جهان آخرت باشد فرصتی

خالق در اختیار مخلوق نهد تا که نکند معصیتی

راه راست و صراط مستقیم رسد به  خدای دانا

راه کج هرگز نرساند بنده ای را به خدای توانا

باید رود هر بنده خوب یا بدی به جهان آخرت

بندگان صالح خدا از همدیگر می گیرند سبقت 

جهان آخرت جای که رود بدون استثناء هر بنده

جواب اعمال نیک و بد پس دهد تا نشود شرمنده

خوشا به حال کسی که انجام داده اعمال نیک و پسندیده

دفتر اعمال به دست راستش دهند تا شود خشنود آن بنده

سر بلند و با افتخار بیرون آمده ز آن امتحان الهی

جایگاهی چو بهشت برین دهد وی را آن باریتعالی

وای به حال گناهکاری که رود روزی به جهان آخرت

دفتر اعمال به دست چپش دهند پر زگناه و معصیت

ز معصیت و گناه سنگین شده توشه اخرت آن بنده

سر آفکنده نزد حق تعالی رود دائما باشد شرمنده

آتش سوزان جهنم باشد سزای آن بنده گناهکار

تا زمانی که زنده بود توبه نکرد آن بنده جفاکار

گذرعمر همچو باد می گذرد در زندگی با شدت

قدر لحظه لحظه اش دانیم و همگی گیریم عبرت

زمان حیات ذخیره کنیم اعمال نیک و پسندیده  

تا  جهان آخرت نشویم نزد حق تعالی شرمنده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 


سه‌شنبه 30 خرداد 1391  توسط ffathi31  | ارسال نظر(0)

 

کلام زمانی شود

کلام زمانی شود  شیرین و مفید و زیبا

حق و حقیت در نظر گیرد تا شود دلربا

کلام زمانی شود پر معنا و با ارزش

به دل همگان نشیند و کند ذهن را نوازش

کلام زمانی شود پاک و مبرا و  در این دنیا

وسوسه  شیطان ملعونی  نکند او را فنا

کلام زمانی شود نا پاک و  دلگیر

شیطان ملعون کند آدمی را اسیر

کلام زمانی شود جذاب و دلپسند

احترام گذارند و حرمتش را حفظ کنند

کلام زمانی شود مزین به حق و حقیقت

به حکمت اللهش  پی برد آن با معرفت

کلام زمانی شود با ارزش و پر محتوا

حفظ حرمتش پاس داریم و نکنیم ادعا

کلام زمانی شود دلنشین و  شایسته

جاری شود از زبانی و نکند کسی را خسته

کلام زمانی شود دلربا چون گوهر درخشان 

صاحب سخنش پراکند آن را  همچو نور تابان

کلام زمانی شود بی معنا و نابجا و بی محتوا

دل آدمی  ز گفتنش بدرد آید چونکه گوید نا سزا

کلام زمانی شود زشت و وقیع و بی حرمت

دل آدمی را بدرد آورد ز کلامش آن نا مروت




شنبه 27 خرداد 1391  توسط ffathi31  | ارسال نظر(0)

 

حسرت

حسرت میوه ای است ممنوعه در باغی

نرویم سویش تا مبادا ما رادر زندگی کند یاغی

هر که حسرت خورد چو یاغی شود پر مدعا

 دائما ز نداشته ها گله کند دراین دنیا آن پرمدعا

هر که خورد حسرت نباشد شاکر خدای یکتا

شاکر خدا هرگز حسرت نخورد ز جور و جفا

ز باغ حسرت هر گز نچیند میوه ای آن بنده

تا که ز خوردن میوه حسرت شود بیچاره

میوه ممنوعه باغ حسرت باشد  بی مزه

هر که روزی حسرت خورد شود افسرده

کور و کر باشد بنده ای که خورد حسرت

نبیند  نعمات الهی را تا که گیرد عبرت

شاکر حق تعالی باشد آن بنده صابر

هرگز حسرت نخورد و دائما باشد شاکر

حسرت ز آدمی هرگز باز نگشاید دری

دائما در زندگی کند آدمی را دربدری


چهارشنبه 24 خرداد 1391  توسط ffathi31  | ارسال نظر(0)

 

صیاد بی رحم جامعه

حکم چتر و سایبان مطمئنی هستند والدین

فرزندان صالح دائما ز انان کنند احساس دین

دائما خود را به آب و آتش زنند زرفاه فرزندان

تا مبادا در زندگی خطری تهدید کندآن کودکان

به وقت خطر شوند همچو آن عقاب تیز دندان

به چنگ گیرند و به دندان کشد تاشود صیاد نالان

 صیادبی رحم  جامعه صید کند کودکان باغ زندگی

تا شمع وجود کودکان را کند بی فروغ در زندگی

والدین متعهد آنقدر با خطرات  کنند جنگ و ستیز

هرگز اجازه ندهند تا آسیبی بینند ز آن جنگ و ستیز



دوشنبه 22 خرداد 1391  توسط ffathi31  | ارسال نظر(0)

 

 



این وبلاگ شامل دلسرود های کوتاه و بلند من است که بیشترشان را در دل سیاه شب سروده ام باید بگویم این دلسرودها همه جوششی و مثل جرقه ای به ذهنم امد و من نوشتم.
ffathi01234@gmail.com


 

 

 مریم آن معصوم بی گناه
 کاش عمر آدمی رقص نور بود
 کاش عمر آدمی رقص نور بود
 مهدی جان مولای من
 حراجی احساس
 آسمون دل
 عاشق شوریده
 حسین ز جبر زمانه ترک کرد حجش را یکباره
 مسکن قوی
 زر و زور

 

مهر 1398
مرداد 1398
خرداد 1398
اردیبهشت 1398
تیر 1396
خرداد 1396
اردیبهشت 1396
مرداد 1395
خرداد 1395
اردیبهشت 1395
فروردین 1395
بهمن 1394
دی 1394
آذر 1394
آبان 1394
شهریور 1394
آذر 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
مهر 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391

 

فرخ لقا فتحی

 

[Link_Title]

 

 

RSS 2.0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران