<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://ffathi31.loxblog.com</title>
<link>https://ffathi31.loxblog.com</link>
<description>شامل اشعار کوتاه و بلندم</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>کاش عمر آدمی رقص نور بود</title>
<link>https://ffathi31.loxblog.com/کاش-عمر-آدمی-رقص-نور-بود-1</link>
<guid>https://ffathi31.loxblog.com/کاش-عمر-آدمی-رقص-نور-بود-1</guid>

<description><![CDATA[
کاش چشم دخترک اشکی نبود

 برق شادی تیله ی رنگی بود 

کاش آسمان دلش ابری نبود

 مثل رنگ چشم دخترک آبی بود

 کاش عمر آدمی رقص نور بود 

تا دمی از غصه ها دورِ دور بود

 کاش می شد زندگی را دور زد

 برگ برگ دفترش را بر زد

 2 مهر 98]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:37:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>کاش عمر آدمی رقص نور بود</title>
<link>https://ffathi31.loxblog.com/کاش-عمر-آدمی-رقص-نور-بود</link>
<guid>https://ffathi31.loxblog.com/کاش-عمر-آدمی-رقص-نور-بود</guid>

<description><![CDATA[
بدون ادامه مطلب]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:37:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>زر و زور</title>
<link>https://ffathi31.loxblog.com/زر-و-زور</link>
<guid>https://ffathi31.loxblog.com/زر-و-زور</guid>

<description><![CDATA[
ئئئئئئئئذذذذ]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:37:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مهدی جان مولای من</title>
<link>https://ffathi31.loxblog.com/مهدی-جان-مولای-من</link>
<guid>https://ffathi31.loxblog.com/مهدی-جان-مولای-من</guid>

<description><![CDATA[
بیا و تو پر کن چهان را به عدل الهی/

بیا و تو پر کن چهان را به شور الهی/

بیا و تو دور کن همه کار و خطایی/

بیا و تو دور کن همه شوم و سیاهی/

بیا و درو کن همه غم و جدایی/

بیا و درو کن همه کبر و ریایی/

بیا و تو جمع کن همه یار و سپاهی/

بیا و تو جمع کن همه ظلم و تباهی/
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:37:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مریم آن معصوم بی گناه</title>
<link>https://ffathi31.loxblog.com/مریم-آن-معصوم-بی-گناه</link>
<guid>https://ffathi31.loxblog.com/مریم-آن-معصوم-بی-گناه</guid>

<description><![CDATA[
مریم آن معصوم بی گناه 

همه کرده بودند او را رها

تو که نداری پسری

از کجا آمد آن همسری

نیش زبان مردم نادان
ورده بود مریم را نا توان
ندا آمد ز سوی خدای یکتا
روزه ی سکوت گیر و شو بیصدا
خدایی که دمید روح مسیحا
می کند تو را از هر گناهی مبرا
به اذن خدای دانا و توانا
به سخن آمد عیسی مسیحا
پرستش کنید خدای بی همتا
والاتر از او نیست در این دنیا
6 آذر 97
&nbsp;
 
&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

    

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;
  
&nbsp;
&nbsp;



]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:37:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>صبور و عجول</title>
<link>https://ffathi31.loxblog.com/صبور-و-عجول-1</link>
<guid>https://ffathi31.loxblog.com/صبور-و-عجول-1</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;صبر و بردباری کند&nbsp; آدمی را صبور&nbsp; 
آرامش به ارمغان آورد و کند او را فکور &nbsp;
بی قراری کند در زندگی آدمی را عجول
لحظه ای آرام نگیرد و نزد همگان شود خجول 
صبور مثال چشمه سار دلنواز و گوش نوازه 
عجول مثال آتشفشان شعله ور و&nbsp; پر گدازه&nbsp; 
صدای شر شر چشمه سار بردبار و صبور
روحها را آرام سازد و کند آدمی را فکور 
آتشفشان پر گداز و شعله ور عجول بی قرار 
&nbsp;نیست و نابود سازد و همگی را دهد فرار 
چشمه سار صبور با موسیقی دلنوازشش 
آدمی را آرام سازد و گوشها را نوازش 
آتشفشان پر گداز عجول با مواد مذابش 
نیست و نابود کند همه را با مواد مذابش 
صدای گوش نواز آب کند آدمی را آرام و صبور&nbsp; 
به شور و نشاط در آورد همه را کند مسرور 
مواد مذاب آتشفشان&nbsp; پر گداز عجول بی قرار 
رحمی ندارد و سرراهش همه را دهد فرار 
پرچم سفید صبور دهد آرامش آدمی را 
صلح&nbsp; به ارمغان آوردو دهد آسایش آدمی را 
پرچم عجول باشد قرمز و شروع جنگ 
دست صاحبش به اهتزاز در آید و باشد ننگ
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;


]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:37:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>عید قربان</title>
<link>https://ffathi31.loxblog.com/عید-قربان-3</link>
<guid>https://ffathi31.loxblog.com/عید-قربان-3</guid>

<description><![CDATA[

قربانگاه حاضر امتحان شروع
ابراهیم حاضر اسماعیل با خضوع
ابراهیم کوه استوار و پا بر جا
امتحان الهی کرده او را به پا
هاجر آن همسر نبی بود شفیق
رو به ابراهیم کرد و گفت ای رفیق
چگونه راضی شوی اطاعت کنی آن کار را
کاری سخت و دشوار و طاقت فرسا را
سالها در دل داشتی حسرت کودکی
چگونه راضی شوی او را قربانی کنی
اید سر راه همسر نبی آن شیطان رانده
قصد دارد همسر نبی را کند بی اراده
هاجر آن مادر دلسوز و بی طاقت
زد با سنگ آن شیطان دیو صفت
عاقبت هاجر آن همسر با معرفت
داد رضایت به آن امر پر برکت
ابراهیم در آن مکان که بود قربانگاه
کرد حاضر اسماعیل را در آن جایگاه
خواست بداند اگر رسد هراسی
چگونه ز خود دور سازد شود خلاصی
کوه ایمان و اراده آن نبی خدا
کرد جنگ با نفس خود آن ولی خدا
هیچ تردیدی در او نکرد تاثیر
&nbsp;دائما حق را می گفت تکبیر
سوی اسماعیل رفت آن مرد خدا
تا در راه خدا آماده کند قربانیش را
اسماعیل با دل راضی و لب خندان
نظاره می کرد از دور زیر نور تابان
عاقبت ابراهیم خلیل در آن زمان
گفت لبیک به آن امر خطیر در آن مکان
اسماعیل راضی عزیز کرده خندان
آماده با خضوع نشته بود در آن مکان
چاقوی تیز و تند و سنگین و برنده
نکرد اثر بر آن نوجوان لب بر خنده
ابراهیم نبی چند بار کرد تکرار و تند
اما چاقوی تیز به امر خدا شده بود کند
در دل ابراهیم شد ه غوغایی به پا
که چرا قبول نکرد آن قربانی را خدا
ناگهان فوچی آماده شد ز سوی رب العالمین
آن قوچی که کمین کرده بود بر روی زمین
ندایی آمد از آن بالا به نبی خدا
که قبول شد حرکتت ای ولی خدا
پذیرا شد حق ز آن دعوتش
کرده قبول حق آن حرکتش
ابراهیم خلیل در آن مکان به امر خدا
کرد آن قوچ را قربانی به دستور خدا
حرکت آن نبی شد نوید دادند ویرا
مژده که بنا کن آن مکان عظیم را
ابراهیم کوه اراده شد آماده تصمیم
لبیک گویان شروع کرد آن امر فهیم 
عاقبت آن نبی با سعی و کوشش
ساخت بنایی که بر پا کرد آن جنبش
سوی حق آمد ندایی به آن نبی خدا
طواف کن دور کعبه ای ولی خدا
ابراهیم خلیل کرد از آن امر اطاعت
هفت بار رفت دور کعبه با متانت
آن مکان عظیم شد&nbsp; آن جایگاه
جایگاه مشتاقانی که شوند اگاه
آن روز نامیده شد عید فربان 
&nbsp;شوند غرق شادی در آن مشتاقان
ان مکان عظیم نامیده شد کعبه

طواف کنند هر ساله دور کعبه آن بنده

هر ساله شور عظیمی شود بر پا آنجا

مسلمانان جهان همگی شوند پا بر جا

عید قربان و آن مراسم حقش

شده آداب و دینی و آن رسمش

هر ساله شود تکرار آن حرکت

حرکت عظیم و پر شور و پر برکت

روند و گردند مشتاقان دور کعبه 

کنند طواف همگان دور کعبه

لبیکی که حجاج گویند در آن مکان

&nbsp;دل مشتاقان را غوغا کند در آن زمان

گردند حجاج دور کعبه آامال قلبها

شویند با اشک&nbsp; و ذوق زنگار دلها

بندند عهد همگی در آن بنا

کنند دین حق را همیشه پا بر جا

عید قربان یک دعوت است

دعوت الله به آن حرکت است

نشان دهند آن شور عظیم قربان

به جهانیان که همگی شدن حیران

عید قربان کند بیدار دلها را

می زداید زنگار سیاه&nbsp;قلبها را

زائران گردند دور کعبه آمال وجود 

خوانند آنان را حاجی که شدند پر سود

دست پر برگردند به سوی کاشانه

تا که گویند آن شور را به هر بیگانه

شوند مصمم همچو کوه اراده

آن اراده که کند مصمم آن بنده

هیچ پتکی&nbsp; سست نکند آن کوه را

کوه پا بر جای ایمان و اراده را

شکر لله می کنیم ما همگی

سوی حاجی می رویم ما همگی













&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:37:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>عید قربان</title>
<link>https://ffathi31.loxblog.com/عید-قربان-2</link>
<guid>https://ffathi31.loxblog.com/عید-قربان-2</guid>

<description><![CDATA[

قربانگاه حاضر امتحان شروع
ابراهیم حاضر اسماعیل با خضوع
ابراهیم کوه استوار و پا بر جا
امتحان الهی کرده او را به پا
هاجر آن همسر نبی بود شفیق
رو به ابراهیم کرد و گفت ای رفیق
چگونه راضی شوی اطاعت کنی آن کار را
کاری سخت و دشوار و طاقت فرسا را
سالها در دل داشتی حسرت کودکی
چگونه راضی شوی او را قربانی کنی
اید سر راه همسر نبی آن شیطان رانده
قصد دارد همسر نبی را کند بی اراده
هاجر آن مادر دلسوز و بی طاقت
زد با سنگ آن شیطان دیو صفت
عاقبت هاجر آن همسر با معرفت
داد رضایت به آن امر پر برکت
ابراهیم در آن مکان که بود قربانگاه
کرد حاضر اسماعیل را در آن جایگاه
خواست بداند اگر رسد هراسی
چگونه ز خود دور سازد شود خلاصی
کوه ایمان و اراده آن نبی خدا
کرد جنگ با نفس خود آن ولی خدا
هیچ تردیدی در او نکرد تاثیر
&nbsp;دائما حق را می گفت تکبیر
سوی اسماعیل رفت آن مرد خدا
تا در راه خدا آماده کند قربانیش را
اسماعیل با دل راضی و لب خندان
نظاره می کرد از دور زیر نور تابان
عاقبت ابراهیم خلیل در آن زمان
گفت لبیک به آن امر خطیر در آن مکان
اسماعیل راضی عزیز کرده خندان
آماده با خضوع نشته بود در آن مکان
چاقوی تیز و تند و سنگین و برنده
نکرد اثر بر آن نوجوان لب بر خنده
ابراهیم نبی چند بار کرد تکرار و تند
اما چاقوی تیز به امر خدا شده بود کند
در دل ابراهیم شد ه غوغایی به پا
که چرا قبول نکرد آن قربانی را خدا
ناگهان فوچی آماده شد ز سوی رب العالمین
آن قوچی که کمین کرده بود بر روی زمین
ندایی آمد از آن بالا به نبی خدا
که قبول شد حرکتت ای ولی خدا
پذیرا شد حق ز آن دعوتش
کرده قبول حق آن حرکتش
ابراهیم خلیل در آن مکان به امر خدا
کرد آن قوچ را قربانی به دستور خدا
حرکت آن نبی شد نوید دادند ویرا
مژده که بنا کن آن مکان عظیم را
ابراهیم کوه اراده شد آماده تصمیم
لبیک گویان شروع کرد آن امر فهیم 
عاقبت آن نبی با سعی و کوشش
ساخت بنایی که بر پا کرد آن جنبش
سوی حق آمد ندایی به آن نبی خدا
طواف کن دور کعبه ای ولی خدا
ابراهیم خلیل کرد از آن امر اطاعت
هفت بار رفت دور کعبه با متانت
آن مکان عظیم شد&nbsp; آن جایگاه
جایگاه مشتاقانی که شوند اگاه
آن روز نامیده شد عید فربان 
&nbsp;شوند غرق شادی در آن مشتاقان
ان مکان عظیم نامیده شد کعبه

طواف کنند هر ساله دور کعبه آن بنده

هر ساله شور عظیمی شود بر پا آنجا

مسلمانان جهان همگی شوند پا بر جا

عید قربان و آن مراسم حقش

شده آداب و دینی و آن رسمش

هر ساله شود تکرار آن حرکت

حرکت عظیم و پر شور و پر برکت

روند و گردند مشتاقان دور کعبه 

کنند طواف همگان دور کعبه

لبیکی که حجاج گویند در آن مکان

&nbsp;دل مشتاقان را غوغا کند در آن زمان

گردند حجاج دور کعبه آامال قلبها

شویند با اشک&nbsp; و ذوق زنگار دلها

بندند عهد همگی در آن بنا

کنند دین حق را همیشه پا بر جا

عید قربان یک دعوت است

دعوت الله به آن حرکت است

نشان دهند آن شور عظیم قربان

به جهانیان که همگی شدن حیران

عید قربان کند بیدار دلها را

می زداید زنگار سیاه&nbsp;قلبها را

زائران گردند دور کعبه آمال وجود 

خوانند آنان را حاجی که شدند پر سود

دست پر برگردند به سوی کاشانه

تا که گویند آن شور را به هر بیگانه

شوند مصمم همچو کوه اراده

آن اراده که کند مصمم آن بنده

هیچ پتکی&nbsp; سست نکند آن کوه را

کوه پا بر جای ایمان و اراده را

شکر لله می کنیم ما همگی

سوی حاجی می رویم ما همگی













&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:37:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>عید قربان</title>
<link>https://ffathi31.loxblog.com/عید-قربان-1</link>
<guid>https://ffathi31.loxblog.com/عید-قربان-1</guid>

<description><![CDATA[

قربانگاه حاضر امتحان شروع
ابراهیم حاضر اسماعیل با خضوع
ابراهیم کوه استوار و پا بر جا
امتحان الهی کرده او را به پا
هاجر آن همسر نبی بود شفیق
رو به ابراهیم کرد و گفت ای رفیق
چگونه راضی شوی اطاعت کنی آن کار را
کاری سخت و دشوار و طاقت فرسا را
سالها در دل داشتی حسرت کودکی
چگونه راضی شوی او را قربانی کنی
اید سر راه همسر نبی آن شیطان رانده
قصد دارد همسر نبی را کند بی اراده
هاجر آن مادر دلسوز و بی طاقت
زد با سنگ آن شیطان دیو صفت
عاقبت هاجر آن همسر با معرفت
داد رضایت به آن امر پر برکت
ابراهیم در آن مکان که بود قربانگاه
کرد حاضر اسماعیل را در آن جایگاه
خواست بداند اگر رسد هراسی
چگونه ز خود دور سازد شود خلاصی
کوه ایمان و اراده آن نبی خدا
کرد جنگ با نفس خود آن ولی خدا
هیچ تردیدی در او نکرد تاثیر
&nbsp;دائما حق را می گفت تکبیر
سوی اسماعیل رفت آن مرد خدا
تا در راه خدا آماده کند قربانیش را
اسماعیل با دل راضی و لب خندان
نظاره می کرد از دور زیر نور تابان
عاقبت ابراهیم خلیل در آن زمان
گفت لبیک به آن امر خطیر در آن مکان
اسماعیل راضی عزیز کرده خندان
آماده با خضوع نشته بود در آن مکان
چاقوی تیز و تند و سنگین و برنده
نکرد اثر بر آن نوجوان لب بر خنده
ابراهیم نبی چند بار کرد تکرار و تند
اما چاقوی تیز به امر خدا شده بود کند
در دل ابراهیم شد ه غوغایی به پا
که چرا قبول نکرد آن قربانی را خدا
ناگهان فوچی آماده شد ز سوی رب العالمین
آن قوچی که کمین کرده بود بر روی زمین
ندایی آمد از آن بالا به نبی خدا
که قبول شد حرکتت ای ولی خدا
پذیرا شد حق ز آن دعوتش
کرده قبول حق آن حرکتش
ابراهیم خلیل در آن مکان به امر خدا
کرد آن قوچ را قربانی به دستور خدا
حرکت آن نبی شد نوید دادند ویرا
مژده که بنا کن آن مکان عظیم را
ابراهیم کوه اراده شد آماده تصمیم
لبیک گویان شروع کرد آن امر فهیم 
عاقبت آن نبی با سعی و کوشش
ساخت بنایی که بر پا کرد آن جنبش
سوی حق آمد ندایی به آن نبی خدا
طواف کن دور کعبه ای ولی خدا
ابراهیم خلیل کرد از آن امر اطاعت
هفت بار رفت دور کعبه با متانت
آن مکان عظیم شد&nbsp; آن جایگاه
جایگاه مشتاقانی که شوند اگاه
آن روز نامیده شد عید فربان 
&nbsp;شوند غرق شادی در آن مشتاقان
ان مکان عظیم نامیده شد کعبه

طواف کنند هر ساله دور کعبه آن بنده

هر ساله شور عظیمی شود بر پا آنجا

مسلمانان جهان همگی شوند پا بر جا

عید قربان و آن مراسم حقش

شده آداب و دینی و آن رسمش

هر ساله شود تکرار آن حرکت

حرکت عظیم و پر شور و پر برکت

روند و گردند مشتاقان دور کعبه 

کنند طواف همگان دور کعبه

لبیکی که حجاج گویند در آن مکان

&nbsp;دل مشتاقان را غوغا کند در آن زمان

گردند حجاج دور کعبه آامال قلبها

شویند با اشک&nbsp; و ذوق زنگار دلها

بندند عهد همگی در آن بنا

کنند دین حق را همیشه پا بر جا

عید قربان یک دعوت است

دعوت الله به آن حرکت است

نشان دهند آن شور عظیم قربان

به جهانیان که همگی شدن حیران

عید قربان کند بیدار دلها را

می زداید زنگار سیاه&nbsp;قلبها را

زائران گردند دور کعبه آمال وجود 

خوانند آنان را حاجی که شدند پر سود

دست پر برگردند به سوی کاشانه

تا که گویند آن شور را به هر بیگانه

شوند مصمم همچو کوه اراده

آن اراده که کند مصمم آن بنده

هیچ پتکی&nbsp; سست نکند آن کوه را

کوه پا بر جای ایمان و اراده را

شکر لله می کنیم ما همگی

سوی حاجی می رویم ما همگی













&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:37:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ساز زندگی</title>
<link>https://ffathi31.loxblog.com/ساز-زندگی</link>
<guid>https://ffathi31.loxblog.com/ساز-زندگی</guid>

<description><![CDATA[
 
ساز

زنگیتو

&nbsp;برای 

یه ریتیم ملایم

 کوک کن

&nbsp; اگه 

تند باشه 

سر درگم و

&nbsp; اگر کند 

باشه
ناامید 

میشی
&nbsp;
&nbsp;




 			

&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:37:47 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

