دلسروده های من

شامل اشعار کوتاه و بلندم


خدا

 

 

 

عکس از توکل به خدا

 

 

خدا حق است و حقیقت قلبی.....

خدا نور است و هدایت الهی.....

خدا رحمت است و راهنمای مخلوق فانی......

خدا عظمت است و شکوهش باور نکردنی......

خدا حکمت است و درکش نهانی......

خدا عشق است و حس درونی.......

خدا کریم است وفهیم و جاودانی.......

خدا رب است و فهمش دورزهرذهنی......

خدا بخشنده است و رحیم ومهربانی........

خدا برکت است و ز پیر و جوانی..........

خدا امید است در دل مخلوقات زمینی.....

 

خدا نعمت است و دوست داشتنی....

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سه‌شنبه 19 اردیبهشت 1396  توسط ffathi31  | ارسال نظر(0)

 

ساز زندگی

ساز
زنگیتو
 برای
یه ریتیم ملایم
کوک کن
  اگه
تند باشه
سر درگم و
  اگر کند
باشه
ناامید
میشی
 
 



 

سه‌شنبه 19 اردیبهشت 1396  توسط ffathi31  | ارسال نظر(0)

 

صبور و عجول

 صبر و بردباری کند  آدمی را صبور 

آرامش به ارمغان آورد و کند او را فکور  

بی قراری کند در زندگی آدمی را عجول

لحظه ای آرام نگیرد و نزد همگان شود خجول

صبور مثال چشمه سار دلنواز و گوش نوازه

عجول مثال آتشفشان شعله ور و  پر گدازه 

صدای شر شر چشمه سار بردبار و صبور

روحها را آرام سازد و کند آدمی را فکور

آتشفشان پر گداز و شعله ور عجول بی قرار

 نیست و نابود سازد و همگی را دهد فرار

چشمه سار صبور با موسیقی دلنوازشش

آدمی را آرام سازد و گوشها را نوازش

آتشفشان پر گداز عجول با مواد مذابش

نیست و نابود کند همه را با مواد مذابش

صدای گوش نواز آب کند آدمی را آرام و صبور 

به شور و نشاط در آورد همه را کند مسرور

مواد مذاب آتشفشان  پر گداز عجول بی قرار

رحمی ندارد و سرراهش همه را دهد فرار

پرچم سفید صبور دهد آرامش آدمی را

صلح  به ارمغان آوردو دهد آسایش آدمی را

پرچم عجول باشد قرمز و شروع جنگ

دست صاحبش به اهتزاز در آید و باشد ننگ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


یکشنبه 17 اردیبهشت 1396  توسط ffathi31  | ارسال نظر(0)

 

عید قربان

قربانگاه حاضر امتحان شروع

ابراهیم حاضر اسماعیل با خضوع

ابراهیم کوه استوار و پا بر جا

امتحان الهی کرده او را به پا

هاجر آن همسر نبی بود شفیق

رو به ابراهیم کرد و گفت ای رفیق

چگونه راضی شوی اطاعت کنی آن کار را

کاری سخت و دشوار و طاقت فرسا را

سالها در دل داشتی حسرت کودکی

چگونه راضی شوی او را قربانی کنی

اید سر راه همسر نبی آن شیطان رانده

قصد دارد همسر نبی را کند بی اراده

هاجر آن مادر دلسوز و بی طاقت

زد با سنگ آن شیطان دیو صفت

عاقبت هاجر آن همسر با معرفت

داد رضایت به آن امر پر برکت

ابراهیم در آن مکان که بود قربانگاه

کرد حاضر اسماعیل را در آن جایگاه

خواست بداند اگر رسد هراسی

چگونه ز خود دور سازد شود خلاصی

کوه ایمان و اراده آن نبی خدا

کرد جنگ با نفس خود آن ولی خدا

هیچ تردیدی در او نکرد تاثیر

 دائما حق را می گفت تکبیر

سوی اسماعیل رفت آن مرد خدا

تا در راه خدا آماده کند قربانیش را

اسماعیل با دل راضی و لب خندان

نظاره می کرد از دور زیر نور تابان

عاقبت ابراهیم خلیل در آن زمان

گفت لبیک به آن امر خطیر در آن مکان

اسماعیل راضی عزیز کرده خندان

آماده با خضوع نشته بود در آن مکان

چاقوی تیز و تند و سنگین و برنده

نکرد اثر بر آن نوجوان لب بر خنده

ابراهیم نبی چند بار کرد تکرار و تند

اما چاقوی تیز به امر خدا شده بود کند

در دل ابراهیم شد ه غوغایی به پا

که چرا قبول نکرد آن قربانی را خدا

ناگهان فوچی آماده شد ز سوی رب العالمین

آن قوچی که کمین کرده بود بر روی زمین

ندایی آمد از آن بالا به نبی خدا

که قبول شد حرکتت ای ولی خدا

پذیرا شد حق ز آن دعوتش

کرده قبول حق آن حرکتش

ابراهیم خلیل در آن مکان به امر خدا

کرد آن قوچ را قربانی به دستور خدا

حرکت آن نبی شد نوید دادند ویرا

مژده که بنا کن آن مکان عظیم را

ابراهیم کوه اراده شد آماده تصمیم

لبیک گویان شروع کرد آن امر فهیم

عاقبت آن نبی با سعی و کوشش

ساخت بنایی که بر پا کرد آن جنبش

سوی حق آمد ندایی به آن نبی خدا

طواف کن دور کعبه ای ولی خدا

ابراهیم خلیل کرد از آن امر اطاعت

هفت بار رفت دور کعبه با متانت

آن مکان عظیم شد  آن جایگاه

جایگاه مشتاقانی که شوند اگاه

آن روز نامیده شد عید فربان

 شوند غرق شادی در آن مشتاقان

ان مکان عظیم نامیده شد کعبه

طواف کنند هر ساله دور کعبه آن بنده

هر ساله شور عظیمی شود بر پا آنجا

مسلمانان جهان همگی شوند پا بر جا

عید قربان و آن مراسم حقش

شده آداب و دینی و آن رسمش

هر ساله شود تکرار آن حرکت

حرکت عظیم و پر شور و پر برکت

روند و گردند مشتاقان دور کعبه

کنند طواف همگان دور کعبه

لبیکی که حجاج گویند در آن مکان

 دل مشتاقان را غوغا کند در آن زمان

گردند حجاج دور کعبه آامال قلبها

شویند با اشک  و ذوق زنگار دلها

بندند عهد همگی در آن بنا

کنند دین حق را همیشه پا بر جا

عید قربان یک دعوت است

دعوت الله به آن حرکت است

نشان دهند آن شور عظیم قربان

به جهانیان که همگی شدن حیران

عید قربان کند بیدار دلها را

می زداید زنگار سیاه قلبها را

زائران گردند دور کعبه آمال وجود

خوانند آنان را حاجی که شدند پر سود

دست پر برگردند به سوی کاشانه

تا که گویند آن شور را به هر بیگانه

شوند مصمم همچو کوه اراده

آن اراده که کند مصمم آن بنده

هیچ پتکی  سست نکند آن کوه را

کوه پا بر جای ایمان و اراده را

شکر لله می کنیم ما همگی

سوی حاجی می رویم ما همگی







 

 

 

یکشنبه 17 اردیبهشت 1396  توسط ffathi31  | ارسال نظر(0)

 

عید قربان

قربانگاه حاضر امتحان شروع

ابراهیم حاضر اسماعیل با خضوع

ابراهیم کوه استوار و پا بر جا

امتحان الهی کرده او را به پا

هاجر آن همسر نبی بود شفیق

رو به ابراهیم کرد و گفت ای رفیق

چگونه راضی شوی اطاعت کنی آن کار را

کاری سخت و دشوار و طاقت فرسا را

سالها در دل داشتی حسرت کودکی

چگونه راضی شوی او را قربانی کنی

اید سر راه همسر نبی آن شیطان رانده

قصد دارد همسر نبی را کند بی اراده

هاجر آن مادر دلسوز و بی طاقت

زد با سنگ آن شیطان دیو صفت

عاقبت هاجر آن همسر با معرفت

داد رضایت به آن امر پر برکت

ابراهیم در آن مکان که بود قربانگاه

کرد حاضر اسماعیل را در آن جایگاه

خواست بداند اگر رسد هراسی

چگونه ز خود دور سازد شود خلاصی

کوه ایمان و اراده آن نبی خدا

کرد جنگ با نفس خود آن ولی خدا

هیچ تردیدی در او نکرد تاثیر

 دائما حق را می گفت تکبیر

سوی اسماعیل رفت آن مرد خدا

تا در راه خدا آماده کند قربانیش را

اسماعیل با دل راضی و لب خندان

نظاره می کرد از دور زیر نور تابان

عاقبت ابراهیم خلیل در آن زمان

گفت لبیک به آن امر خطیر در آن مکان

اسماعیل راضی عزیز کرده خندان

آماده با خضوع نشته بود در آن مکان

چاقوی تیز و تند و سنگین و برنده

نکرد اثر بر آن نوجوان لب بر خنده

ابراهیم نبی چند بار کرد تکرار و تند

اما چاقوی تیز به امر خدا شده بود کند

در دل ابراهیم شد ه غوغایی به پا

که چرا قبول نکرد آن قربانی را خدا

ناگهان فوچی آماده شد ز سوی رب العالمین

آن قوچی که کمین کرده بود بر روی زمین

ندایی آمد از آن بالا به نبی خدا

که قبول شد حرکتت ای ولی خدا

پذیرا شد حق ز آن دعوتش

کرده قبول حق آن حرکتش

ابراهیم خلیل در آن مکان به امر خدا

کرد آن قوچ را قربانی به دستور خدا

حرکت آن نبی شد نوید دادند ویرا

مژده که بنا کن آن مکان عظیم را

ابراهیم کوه اراده شد آماده تصمیم

لبیک گویان شروع کرد آن امر فهیم

عاقبت آن نبی با سعی و کوشش

ساخت بنایی که بر پا کرد آن جنبش

سوی حق آمد ندایی به آن نبی خدا

طواف کن دور کعبه ای ولی خدا

ابراهیم خلیل کرد از آن امر اطاعت

هفت بار رفت دور کعبه با متانت

آن مکان عظیم شد  آن جایگاه

جایگاه مشتاقانی که شوند اگاه

آن روز نامیده شد عید فربان

 شوند غرق شادی در آن مشتاقان

ان مکان عظیم نامیده شد کعبه

طواف کنند هر ساله دور کعبه آن بنده

هر ساله شور عظیمی شود بر پا آنجا

مسلمانان جهان همگی شوند پا بر جا

عید قربان و آن مراسم حقش

شده آداب و دینی و آن رسمش

هر ساله شود تکرار آن حرکت

حرکت عظیم و پر شور و پر برکت

روند و گردند مشتاقان دور کعبه

کنند طواف همگان دور کعبه

لبیکی که حجاج گویند در آن مکان

 دل مشتاقان را غوغا کند در آن زمان

گردند حجاج دور کعبه آامال قلبها

شویند با اشک  و ذوق زنگار دلها

بندند عهد همگی در آن بنا

کنند دین حق را همیشه پا بر جا

عید قربان یک دعوت است

دعوت الله به آن حرکت است

نشان دهند آن شور عظیم قربان

به جهانیان که همگی شدن حیران

عید قربان کند بیدار دلها را

می زداید زنگار سیاه قلبها را

زائران گردند دور کعبه آمال وجود

خوانند آنان را حاجی که شدند پر سود

دست پر برگردند به سوی کاشانه

تا که گویند آن شور را به هر بیگانه

شوند مصمم همچو کوه اراده

آن اراده که کند مصمم آن بنده

هیچ پتکی  سست نکند آن کوه را

کوه پا بر جای ایمان و اراده را

شکر لله می کنیم ما همگی

سوی حاجی می رویم ما همگی







 

 

 

یکشنبه 17 اردیبهشت 1396  توسط ffathi31  | ارسال نظر(0)

 

عید قربان

قربانگاه حاضر امتحان شروع

ابراهیم حاضر اسماعیل با خضوع

ابراهیم کوه استوار و پا بر جا

امتحان الهی کرده او را به پا

هاجر آن همسر نبی بود شفیق

رو به ابراهیم کرد و گفت ای رفیق

چگونه راضی شوی اطاعت کنی آن کار را

کاری سخت و دشوار و طاقت فرسا را

سالها در دل داشتی حسرت کودکی

چگونه راضی شوی او را قربانی کنی

اید سر راه همسر نبی آن شیطان رانده

قصد دارد همسر نبی را کند بی اراده

هاجر آن مادر دلسوز و بی طاقت

زد با سنگ آن شیطان دیو صفت

عاقبت هاجر آن همسر با معرفت

داد رضایت به آن امر پر برکت

ابراهیم در آن مکان که بود قربانگاه

کرد حاضر اسماعیل را در آن جایگاه

خواست بداند اگر رسد هراسی

چگونه ز خود دور سازد شود خلاصی

کوه ایمان و اراده آن نبی خدا

کرد جنگ با نفس خود آن ولی خدا

هیچ تردیدی در او نکرد تاثیر

 دائما حق را می گفت تکبیر

سوی اسماعیل رفت آن مرد خدا

تا در راه خدا آماده کند قربانیش را

اسماعیل با دل راضی و لب خندان

نظاره می کرد از دور زیر نور تابان

عاقبت ابراهیم خلیل در آن زمان

گفت لبیک به آن امر خطیر در آن مکان

اسماعیل راضی عزیز کرده خندان

آماده با خضوع نشته بود در آن مکان

چاقوی تیز و تند و سنگین و برنده

نکرد اثر بر آن نوجوان لب بر خنده

ابراهیم نبی چند بار کرد تکرار و تند

اما چاقوی تیز به امر خدا شده بود کند

در دل ابراهیم شد ه غوغایی به پا

که چرا قبول نکرد آن قربانی را خدا

ناگهان فوچی آماده شد ز سوی رب العالمین

آن قوچی که کمین کرده بود بر روی زمین

ندایی آمد از آن بالا به نبی خدا

که قبول شد حرکتت ای ولی خدا

پذیرا شد حق ز آن دعوتش

کرده قبول حق آن حرکتش

ابراهیم خلیل در آن مکان به امر خدا

کرد آن قوچ را قربانی به دستور خدا

حرکت آن نبی شد نوید دادند ویرا

مژده که بنا کن آن مکان عظیم را

ابراهیم کوه اراده شد آماده تصمیم

لبیک گویان شروع کرد آن امر فهیم

عاقبت آن نبی با سعی و کوشش

ساخت بنایی که بر پا کرد آن جنبش

سوی حق آمد ندایی به آن نبی خدا

طواف کن دور کعبه ای ولی خدا

ابراهیم خلیل کرد از آن امر اطاعت

هفت بار رفت دور کعبه با متانت

آن مکان عظیم شد  آن جایگاه

جایگاه مشتاقانی که شوند اگاه

آن روز نامیده شد عید فربان

 شوند غرق شادی در آن مشتاقان

ان مکان عظیم نامیده شد کعبه

طواف کنند هر ساله دور کعبه آن بنده

هر ساله شور عظیمی شود بر پا آنجا

مسلمانان جهان همگی شوند پا بر جا

عید قربان و آن مراسم حقش

شده آداب و دینی و آن رسمش

هر ساله شود تکرار آن حرکت

حرکت عظیم و پر شور و پر برکت

روند و گردند مشتاقان دور کعبه

کنند طواف همگان دور کعبه

لبیکی که حجاج گویند در آن مکان

 دل مشتاقان را غوغا کند در آن زمان

گردند حجاج دور کعبه آامال قلبها

شویند با اشک  و ذوق زنگار دلها

بندند عهد همگی در آن بنا

کنند دین حق را همیشه پا بر جا

عید قربان یک دعوت است

دعوت الله به آن حرکت است

نشان دهند آن شور عظیم قربان

به جهانیان که همگی شدن حیران

عید قربان کند بیدار دلها را

می زداید زنگار سیاه قلبها را

زائران گردند دور کعبه آمال وجود

خوانند آنان را حاجی که شدند پر سود

دست پر برگردند به سوی کاشانه

تا که گویند آن شور را به هر بیگانه

شوند مصمم همچو کوه اراده

آن اراده که کند مصمم آن بنده

هیچ پتکی  سست نکند آن کوه را

کوه پا بر جای ایمان و اراده را

شکر لله می کنیم ما همگی

سوی حاجی می رویم ما همگی







 

 

 

یکشنبه 17 اردیبهشت 1396  توسط ffathi31  | ارسال نظر(0)

 

مسافر این راهم

 

چه بخواهم

چه نخواهم

مسافر

این راهم

سفری

با خاطرات

تلخ و شیرین

ولی همیشه

همراتم


 

دوشنبه 25 مرداد 1395  توسط ffathi31  | ارسال نظر(0)

 

در نی نی نگاهش

 

 

در نی نی    

آسمان نگاهش 

شوق دیدار

باران را

حس می کنم

در برق نگاه

عاشق مشتاقش

ذوق دیدار باران را

حس می کنم

از آسمان

نم نم باران می بارد

 ولی او زیر باران

عالمی دارد

ای کاش

جای او بودم و

من هم

در آن عالم رویا

سهمی داشتم

سهم من

 در این دنیا باش

کویری بی آب و علف

و موجود زنده ای

پیش کی گله کنم

از حال و روز

من بیچاره

و درمانده و

 

ره گم کرده ای

 

 


 

 

 

 

 

یکشنبه 30 خرداد 1395  توسط ffathi31  | ارسال نظر(0)

 

post

ffathi31.LoxBlog.Com

شنبه 29 خرداد 1395  توسط ffathi31  | ارسال نظر(0)

 

اسارت

کلمات در تاریکخانه ذهنم زندانی اند و من با هر چه توان که دارم تک تکشون را از حبس نجات میدهم و کنار هم میگذارم تا جمله ای محتوا و تاثیر گذاری شوند  و از اسارت رهایی یابند.

چهارشنبه 12 خرداد 1395  توسط ffathi31  | ارسال نظر(0)

 

 



این وبلاگ شامل دلسرود های کوتاه و بلند من است که بیشترشان را در دل سیاه شب سروده ام باید بگویم این دلسرودها همه جوششی و مثل جرقه ای به ذهنم امد و من نوشتم.
ffathi01234@gmail.com


 

 

 مریم آن معصوم بی گناه
 کاش عمر آدمی رقص نور بود
 کاش عمر آدمی رقص نور بود
 مهدی جان مولای من
 حراجی احساس
 آسمون دل
 عاشق شوریده
 حسین ز جبر زمانه ترک کرد حجش را یکباره
 مسکن قوی
 زر و زور

 

مهر 1398
مرداد 1398
خرداد 1398
اردیبهشت 1398
تیر 1396
خرداد 1396
اردیبهشت 1396
مرداد 1395
خرداد 1395
اردیبهشت 1395
فروردین 1395
بهمن 1394
دی 1394
آذر 1394
آبان 1394
شهریور 1394
آذر 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
مهر 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391

 

فرخ لقا فتحی

 

[Link_Title]

 

 

RSS 2.0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران